۵ مرحله‌یِ اندوهِ یک برنامه‌نویس (ترول)

نوشته شده توسط رامین در ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

ترول زیر ترجمه‌ایست نا دقیق از اینجا.

این ترول تصویری است از نحوه‌یِ برخوردِ منطقیِ برنامه‌نویسان با خطاهایِ برنامه‌ها 🙂

trollبرای بزرگ نمایی کلیک کنید.

 

در خبرنامه‌یِ وبلاگ عضو شوید (قرار نیست برای شما اسپم ارسال شود!):

[wysija_form id=”1″]

روزی که نیچه از کنفوسیوس کارت زرد می‌گیرد

نوشته شده توسط رامین در ۲ دی ۱۳۹۲

گروهِ «مونتی پایتون» را دو دسته از افراد می‌شناسند، یک دسته آن‌هایی هستند که دوران طلایی این گروه را به یاد دارند و یا در دانشکده‌های بازیگری و امثالهم نامی از آن‌ها می‌شنوند و دیگر دسته آن‌هایی که به واسطه‌یِ زبان برنامه نویسیِ پایت ون با این گروه آشنا شده‌اند و بالطبع آشنایی از نوعِ دوم تنها به نامی خلاصه می‌شود و شاید دیدنِ تصویری در گو گل.
فیلمِ زیر کاری است از گروهِ مونتی پایتون برایِ المپیکِ ۱۹۷۲ که در آن دو تیمِ آلمان و یونان با هم فوتبال بازی می‌کنند و این بازی نه بینِ فوتبالیست‌هایِ دو کشور بلکه بینِ فلاسفه‌یِ این دو تمدن است هرچند که فرانتس بکن‌باوئر را می‌توانید با لباسِ ورزشی در ترکیبِ تیمِ فلاسفه‌یِ آلمان ببینید که متعجب و گیح در زمین قدم میزند.
دیدنِ این مسابقه حالی از لطف نیست مخصوصا اگر اندک علاقه‌ای به فلسفه دارید.

ادامه مطلب …

ابولفضل زرویی نصر آباد بستری شد!

نوشته شده توسط رامین در ۱۸ فروردین ۱۳۹۲

کلِ خبر همین قدر بود, بدونِ هیچ کسر و اضافه ای. زرویی نصر آباد از ان آدمهایی است که کمتر شناخته شده, حتی در ویکی پدیا هم هیچ صفحه ای ندارد, آدم ها با ژست روشنفکری هم نه می شناسندش و نه خبرِ بستری شدن اش را اهمیت می دهند و وقتی مُرد, قلم هایِ شان رو اعلم می می کنند و از طنازی و شیوایی این مرد داستان سرایی ها می کنند و خاطرات می گویند و مویه ها می کنند.
اسم زوریی نصر آباد با گل آقا گره خورده بود و حلقه ی رندان. اولین بار عکس اش را سید ابراهیم نبوی دیدم.
ولی این سالها غمگین بود و بی اثر, نمی نوشت چون دیگرانی که قهر کردند , چون رها و میرفتاحی که دوست شان دارم در هر کسوت و جایگاهی باشند.
زرویی یک روز بلند شد و گفت چه بگویم که قبل از من بهتر از من نگفته باشند اش و ساکت شد و امروز جایی خواندم ابولفضل زرویی نصر آباد بستری شد!