صد سال مسخ در قلعه‌یِ حیوانات

نوشته شده توسط رامین در ۱۴ تیر ۱۳۹۲

در چند روزِ گذشته دو تولد داشتیم از آدم‌هایی که در دورانی قهرمانانِ زندگی‌ام به حساب می‌آمدند، فرانتس کافکا که همین دو روزِ پیش تولدِ ۱۱۰ سالگی‌اش بود و جورج اورول که هفته‌ای قبل زادروزِ ۱۳۰ سالگی‌اش بود. اولی قهرمانِ روزهایِ پیش از جوانی‌ام بود و دیگری قهرمان روزهایِ پس از آن پس رواست که دومی را بستایم و اولی را تنها دوست داشته باشم و جاهل باشم نسبت به آنچه که گفته چرا که صدها و هزارها مرتبه ثقیل‌تر از آن چیزی بود که نوجوانی قادر به درکِ آن باشد و نیاز دارد به خوانشی دوباره این قهرمانِ پیرِ سال‌هایِ جوانیِ من.
در این منولوگ نه قرار است از مسخ بگویم و نه از قلعه‌یِ حیوانات و نه از تفسیر و تعبیر و تعمیمِ آن به جامعه‌یِ امروز و مناسباتِ آن‌ها، صرفاً مروری است بر خاطراتی که خوش برجای مانده از این دو.

KafkaOrwel

ادامه مطلب …