سوال و جواب بیت‌کوینی

نوشته شده توسط رامین در ۲۰ خرداد ۱۳۹۸

اولین بار که نامِ بیت کوین  icon-bitcoin  را شنیدم بر می‌گردد به سال‌ها قبل در جلساتِ گروه‌ِ کاربرانِ لینوکسِ مشهد، در حد یک خبرِ کوتاه در ابتدایِ جلسه در این مورد صحبت شد. بعدها سر کلاسِ درسِ «سیستم‌هایِ توزیعی» می‌خواستم پروژه‌ای مبتنی بر بلاک‌چین ارائه کنم که خب به دلیلِ اسمِ عجیب و غریب‌اش موافقت نشد و از دو سال پیش به شکلِ جدی‌تری تصمیم گرفتم در موردِ بلاک‌چین مطالعه کنم و یادبگیرم.

در ابتدا قصد داشتم این مطلب را در وبلاگِ شرکت قرار بدهم ولی از آنجایی که اکثر مطالب این پست صرفاً بر اساسِ تجربه و دانشِ شخصی است، از صرافتِ انجامِ این کار گذشتم. البته اگر راستش را بخواهید همه چیز در موردِ بیت کوین همین است، تجربه و دانش شخصی!

این روزها به دلایلِ اقتصادی از جمله بالا رفتن قیمتِ دلار و بیت‌کوین و پایین بودن قیمتِ حامل هایِ انرژی به‌خصوص برق در ایران، مجدداً بحث در موردِ خرید و فروش و استخراجِ بیت‌کوین در جامعه به شدت بالا گرفته است، افرادِ زیادی در این مورد سؤال می‌پرسند یا به دنبالِ راهی برای ورود به این بازار نسبتاً نوظهور هستند.

در این پست بنا دارم تا به سؤالاتی که عموما پرسیده می‌شود پاسخ دهم، این نوشته ممکن است در طولِ زمان گسترش یافته و یا تغییر کند.

در این قسمت به هر سؤال به ۵ طریق پاسخ داده می‌شود:

پاسخِ خیلی خیلی کوتاه: به صورتِ یک تعریف حداکثر یک جمله‌ای

پاسخِ فنیِ کوتاه: وارد توضیحات فنی می‌شود ولی به نحوه‌یِ عملکرد نمی‌پردازد

پاسخِ غیرِ فنیِ کوتاه: این پاسخی است که خیلی‌ها انتظار آن را دارند، اگر خیلی بی حوصله هستید فقط به خواندن این پاسخ اکتفا کنید.

پاسخِ فنیِ حوصله سر بر: واقعاً دلیلِ وجودِ این پاسخ را نمی‌دانم! یعنی دلیلی برای بیانِ این پاسخ نیست ولی اگر به جزئیاتِ فنی علاقه‌مند هستید این پاسخ می‌تواند برایِ شما جذاب باشد، در غیرِ اینصورت از آن عبور کنید.

پاسخِ حقیقی: شاملِ چیزی است که شاید دوست نداشته باشید بدانید!

 

ادامه مطلب …

۵ مرحله‌یِ اندوهِ یک برنامه‌نویس (ترول)

نوشته شده توسط رامین در ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

ترول زیر ترجمه‌ایست نا دقیق از اینجا.

این ترول تصویری است از نحوه‌یِ برخوردِ منطقیِ برنامه‌نویسان با خطاهایِ برنامه‌ها 🙂

trollبرای بزرگ نمایی کلیک کنید.

 

در خبرنامه‌یِ وبلاگ عضو شوید (قرار نیست برای شما اسپم ارسال شود!):

[wysija_form id=”1″]

آقایِ شتاب پاسخگو باشد وقتی cvv2 یک شوخی است!

نوشته شده توسط رامین در ۲۱ دی ۱۳۹۲

تا به امروز فکر می‌کردم که اعتبار سنجیِ کارت‌هایِ بانکی به واسطه‌یِ شماره‌یِ ۱۶ رفمی – رمز دوم – تاریخ انقضا و cvv2 صورت میگیرد در حالی که تنها این اعتبار سنجی بر اساسِ شمارهِ‌یِ ۱۶ رقمی و رمز دوم است.

 

هشدارِ ادبیاتی: این متن با صفحه‌کلیدِ فاقدِ حروفِ فارسی وعجولانه نوشته شده و سرویسِ برخطِ ویراستار با مشکل مواحه بود. در نتیجه خطرِ مشاهده‌یِ کلماتِ اشتباه در این متن وجود دارد!

621107256

داستان از جایی شروع شد که من آدمِ حواس پرتی هستم و برایِ بارِ ۷−۸ ام کارتِ بانکی‌ ام را گم کردم و برایِ شارژِ اینترنتی ایرانسل دچار مشکل شدم. بانکِ سامان شماره‌یِ کارت و تاریخ انقضا را در اختیارم می‌گذارد و خب رمز دوم را هم که می‌دانم، می‌ماند cvv2 که اصلا بر اساس سعی و خطا سعی می‌کردم همیشه هنگامِ پرداختِ اینترنتی کشف کنم 🙂 این مقدمه را داشته باشید.

من اصولا برایِ خریدِ کارتِ شارژ به سایتِ http://www.echarge.ir/  مراجعه می‌کنم. و خب چون cvv2 یادم نبود چند بارِ متوالی در هنگامِ خرید با خطا مواجه شدم و وقتی از خیرِ خریدِ اینترنتی گذشتم چیزی در صفحه‌یِ اولِ سایت توجه‌ِ مرا جلب کرد:

echarge

شاید شما هم مثلِ من بیماریِ تست کردنِ هر سرویسی را داشته باشید. پس این شماره را وارد کنید 🙂 در ابتدا شبیه به تمامیِ سرویس ها زمان، سپس نوعِ شارژ، مبلغ پرسیده میشود. بعد از آن نوبت می رسد به وارد کردنِ اطلاعاتِ کارت، شماره‌یِ کارت و رمزِ دوم را وارد می‌کنید و در کمالِ تعجب مبلغ از حسابِ شما کسر شده و عملیاتِ شارژ انجام می‌شود! در نگاهِ اول شاید این اتفاق برایِ منی که کارت بانکی‌ام گم شده بسیار مفید باشد ولی به این معنی است که من ۷۵٪ شانس بیشتری دارم تا از کارت هایِ دیگران سو استفاده کنم و دیگران از کارتِ من (هشدارِ آماری :‌ این درصد دقیق محاسبه نشده!) تا امروز صبح من فکر می‌کردم برایِ دزدی از یک حساب به ۴ چیز نیاز است:

  1. شماره‌یِ کارت
  2. رمزِ دوم
  3. cvv2
  4. و تاریخِ انقضا

در حالی که شماره‌یِ کارت اصولا چیز مخفی شده‌ای نیست و فقط می‌بایست رمزِ دوم را بدست آورد! بامزگیِ ماجرا آنجاست که بانکِ سامان که صادر کننده‌یِ کارت است و برایِ اتصال به اینترنت بانک یک بار به وسیله‌یِ رمز و نامِ‌کاربری اعتبار سنجی را انجام داده هنگامِ نمایشِ موجودیِ حسابِ کارتِ خودم باز هم تمامیِ اطلاعاتِ فوق را در خواست می‌کند:

saman

 

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا اصولا این اطلاعات برایِ اعتبارسنجی موردِ نیاز است و یا تنها اطلاعاتی است که صرفا برایِ زیبا شدنِ فرمِ پرداخت در آن کنجانده می‌شود و اگر این اطلاعات مورد نیاز است پس چطور یک سرویس می‌تواند به راحتی این اطلاعات را نادیده گرفته و سرویس ‌هایِ بانکی را دور بزند و در نهایت اگر سرویس‌هایِ بانکی به این راحتی قابلِ دور زدن بوده و یا تنها با یک رمزِ اینترنتی کار کنند، آیا همچنان برایِ انجامِ عملیاتِ بانکیِ اینترنتی می توانند موردِ اعتماد باشند؟

 

لینوکس به زبانِ آدمیزاد (قسمتِ اول پارتیشن)

نوشته شده توسط رامین در ۱۸ تیر ۱۳۹۲

partion

 

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار… خوش‌به‌حالِ روزگار

نوشته شده توسط رامین در ۲۶ خرداد ۱۳۹۲

ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته …

340

 

IMAGE634336604411562500iH.WfTaMkR.8

ابولفضل زرویی نصر آباد بستری شد!

نوشته شده توسط رامین در ۱۸ فروردین ۱۳۹۲

کلِ خبر همین قدر بود, بدونِ هیچ کسر و اضافه ای. زرویی نصر آباد از ان آدمهایی است که کمتر شناخته شده, حتی در ویکی پدیا هم هیچ صفحه ای ندارد, آدم ها با ژست روشنفکری هم نه می شناسندش و نه خبرِ بستری شدن اش را اهمیت می دهند و وقتی مُرد, قلم هایِ شان رو اعلم می می کنند و از طنازی و شیوایی این مرد داستان سرایی ها می کنند و خاطرات می گویند و مویه ها می کنند.
اسم زوریی نصر آباد با گل آقا گره خورده بود و حلقه ی رندان. اولین بار عکس اش را سید ابراهیم نبوی دیدم.
ولی این سالها غمگین بود و بی اثر, نمی نوشت چون دیگرانی که قهر کردند , چون رها و میرفتاحی که دوست شان دارم در هر کسوت و جایگاهی باشند.
زرویی یک روز بلند شد و گفت چه بگویم که قبل از من بهتر از من نگفته باشند اش و ساکت شد و امروز جایی خواندم ابولفضل زرویی نصر آباد بستری شد!

مراجعه کننده محترم لطفا زنگ طبقه بالا را بزنید! طبقات پایین به ما مربوط نیست!

نوشته شده توسط رامین در ۱۵ بهمن ۱۳۹۱

یک نوشته‌یِ کوتاه و سریع.
دوستی که آمده‌ای تویِ این وبلاگ و کادرِ جستجویِ خودِ وبلاگ زدی: پشتِ زیبا و عکس از مراحل فیلان زن و شوهر، خب عزیزِ من عقل نداری، چشم که داری! کجایِ اینجا ممکن است بتواند غرایز تو رو ارضا کند؟
این که به دنبال پورنوگرافی و چه و چه هستی به من و هیچ‌کس مربوط  نیست ولی خب لامصب اینجا؟
در عینِ حال با قسمتِ «پشتِ زیبا» می‌شود یک‌جوری کنار آمد ولی خب لعنتی این عکس از مراحل فیلان زن و شوهر» دیگر چیست؟ یعنی دقیقا کجای‌اش ببرای‌ات سوال بوده یا دقیقا دنبال چه چیزی هستی؟ بگو شاید منابع بهتری هم بلد باشم!
اینجا ما با طبقات بالا کار می‌کنیم، طبقات پایین مال فضای شخصی است، اگر با این طبقات کار داری خوش آمدی وگرنه در این قبر مرده‌ای بهر تو نیست!

مردی که آیفون‌اش او را فروخت

نوشته شده توسط رامین در ۸ دی ۱۳۹۱

شاید خیلی‌ها مک‌آفی را بشناسند‌، مردی که می‌گفت یک راه برایِ جلوگیری از ورودِ ویروس‌ها به سیستم وجود دارد و آن اینکه فلاپی درایو را باز کنید و به هیچ شبکه‌ای متصل نشوید (‌آن موقع‌ها البته سی دی و این‌ها نبود‌!)‌. سال‌ها گذشت و مک‌آفیِ داستانِ ما پیر شد و رفت خودش را بازنشست کرد و در یک گوشه‌ای یک جزیره پیدا کرد و رفت و آنجا زندگی کرد تا این که یک روز پلیس گیر می‌دهد به مک‌آفیِ پیر که تو همسایه‌ات را کشتی و مک‌آفی فرار می‌کند ولی در شبکه‌های مجازی فعال است و برایِ خودش تبلیغ می‌کند که «‌من نکشم‌! من بی‌گناهم‌» و این‌ها و با سایت‌های مختلف مصاحبه می‌کند تا اینکه یک سایتی می‌رود به محلِ اختفا این غول امنیت و بعد از مصاحبه مک‌آفی هوس می‌کند به همه نشان دهد گوشی آیفون s۴ اش می‌تواند عکس هم بگیرد و یک عکسِ دو نفره با آقایِ مصاحبه کن می‌گیرد و میگذارند رویِ سایت‌.

آقایِ مک‌آفی در حالی که دارد به ریشِ همه می‌خندد و فکر می‌کند تا ابد دست هیچ‌کس به او نمی‌رسد مورد هجوم مامورانِ پلیس قرار می‌گیرد و سکته می‌کند‌!

مک‌آفی اینجا بوده:

[map style=”width: 500px; height:400px; margin:20px 20px 20px 20px; border: 1px solid black;” marker=”yes” lat=”15.658167″ lon=”-88.992167″ maptype=”HYBRID” z=”20″]

ادامه مطلب …