کافه امیری

نوشته شده توسط رامین در ۱۵ بهمن ۱۳۹۱

کافه امیری داستان یک نسل است نسلی که می‌شناسیم. داستانِ آدم‌هایِ عادی است، نه مرفه‌ین بی‌درد و نه اکثریتِ دردمند.

کافه امیری قصه‌یِ آدم‌هایی‌ست که هر روز می‌بینیم، ار کنارشان می‌گذریم و شاید لبخندی نثارِشان می کنیم.

ماجراهایِ کافه امیری برمیگردد به دو سال و اندی قبل، دقیقترش را بخواهید از ۱/۱۱/۲۰۱۰ شروع شد، از روزنامه‌یِ کوچکِ دانشگاه و آن‌روزها محیا دبیرِ روز بود و من و بابک برای محیا می‌نوشتیم. در حقیقت این بخش جنازه‌ای‌ست که از گور درآمده و قرار است دوباره جان‌اش بدهم، معلوم نیست تا کی سرپا بماند ولی فعلا دوست دارم زنده شود…

تذکر: این نوشتار ها نه ژورنالیستی‌ست نه حرفه‌ای و نه هیچ چیزِ دیگر تنها عشقبازی‌هایِ شخصیِ یک آدم است با آرشیوِ خاطرات‌اش

 

سریِ دوم - قسمتِ صفر

سریِ دوم - قسمتِ صفر

پیش‌نوشتِ ۱: اگر با شخصیت‌هایِ داستان آشنایی ندارید، اینجا را بخوانید: قسمتِ اول از کافه امیری پیش‌نوشتِ ۲: «کسره» بالذات یک واژه است و حذفِ واژه‌ها پسندیده نیست، مدت‌ها ننوشته بودم و همین امر سبب شده در کسره گذاری اهمال کنم، این نوبت را ببخشید. ...
قسمتِ اول: یک مقدمه‌یِ بدون حاشیه

قسمتِ اول: یک مقدمه‌یِ بدون حاشیه

كافه مكاني است براي جمع شدن، جايي براي تجمع افرادي كه مي خواهند دقايقي دور هم بنشينند و فارغ از تمام اتفاق هاي دنيا گپي بزنند و گاهي اظهار فضلي بكنند و خلاصه انكه جاي شاد بودن است، حداقل در كافه ي آقاي اميري كه وضع به اين گونه است. كافه ي آقاي ا...
سری دوم- قسمت اول «افتتاحِ کافه جاسم»

سری دوم- قسمت اول «افتتاحِ کافه جاسم»

پیش‌نوشتِ ۱: اگر با شخصیت‌هایِ داستان آشنایی ندارید، اینجا را بخوانید: قسمتِ اول از کافه امیری  و مقدمه‌ای بر سری دوم از کافه امیری پیش‌نوشتِ ۲: «کسره» بالذات یک واژه است و حذفِ واژه‌ها پسندیده نیست، مدت‌ها ننوشته بودم و همین امر سبب شده در کسره گذاری اهمال کنم،...
قسمتِ دوم: یک نوارِ صوتی

قسمتِ دوم: یک نوارِ صوتی

دیشب دوباره دوستانِ آقایِ امیری آمده بودند کافه، قرار بود آخرِ هفته بیاییند ولی گویا از یک جایی بو برده‌اند که من آخرِ هفته‌ها نیستم و تصمیم گرفته‌اند یک دفعه وسطِ هفتگی سر و کله‌شان پیدا شود. همه سوار بر پیکانِ آقایِ جمشیدی آمده بودند بجر آقایِ میریان که ...